على محمدى خراسانى

352

شرح منطق مظفر (فارسى)

مثلا كسى مىگويد : به نظر من شكر منعم پسنديده نيست ، پرستش معبود حقيقى و خالق متعال نيكو نيست ، و عاق والدين شدن ناپسند نيست و . . . سزاى چنين انسانى همانا عقاب و كيفر و عذاب كردن است تا بفهمد و سر عقل آيد و حسن و قبح اين قضايا را قبول كند . يا مثلا كسى كه اين قضيهء مشهوره را منكر است و مىگويد من قبول ندارم كه نور قمر مستفاد از نور شمس باشد بايد در محضر جمع او را مسخره نموده تا مردمان بر او بخندند و با زبان حال به او بگويند كه تو كه اين‌قدر كوته‌نظرى چرا در بحث آزاد شركت كردى ؟ يا مثلا كسى كه منكر اين معنا است كه آتش سوزندگى و حرارت داشته باشد بايد او را در ميان آتش انداخت تا از نزديك حرارت را بچشد و لمس و احساس كند تا باورش شود . اين راجع به مشهورات حقيقيّه مطلقه بود ، امّا مشهوراتى كه محدود به گروهى است و يا در آن‌ها اختلاف است كه آيا مشهوره هستند يا نه ؟ اين‌ها را با استدلال جدلى به دست آوردن و با يك مشهورهء اعرف و اظهر و اشهر بر آن‌ها استدلال كردن ، در مقابل منكرين اين مشهورات بلامانع است . ب . قضاياى رياضى ( حساب ، هندسه و . . . ) و قضاياى تجربى از قبيل علم كيمياء ( علم خاصّيّت اجسام ) و علم مكانيك ( علم ماشين‌آلات صنعتى ) و . . . كه در اين‌ها راهى براى جدل نيست بلكه راه حسّ و تجربه و آزمايش است . امّا از اين‌ها كه بگذريم « باب الجدل واسع كما قلنا في صدر هذا الامر . » 11 . ابزار و ادوات صناعت جدل مطلب يازدهم ، آخرين و مهم‌ّترين مطلب مبحث اوّل ، در رابطه با ابزار صناعت جدل و شخص مجادل است . مقدّمه : مكرّر در مباحث پيشين گفتيم كه صناعت جدل بر دو دسته از مبادى تصديقى بديهى متّكى است : الف . مسلّمات ب . مشهورات و گفتيم تا انسان ، صناعت و ملكهء جدل را كسب نكند او را مجادل نگويند ولى سخن در اين است كه تحصيل ملكهء اين صناعت ( يعنى توانمندى شخص مجادل در